یا ابا الصالح
آخ ، دلم داره می سوزه یه عمری واسه امام حسین و حضرت زهرا گریه کردم ، یه عمر ادعای نوکری امام حسین کردم و داغ سینم ، سیلی بود که حضرت زهرا تو کوچه خورد ، یه عمر می گفتم کاش من تو کربلا بودم کاش تو مسجد بودم دست ابن ملجم رو قطع می کردم . بی توجه بودم به این که مگر مهدی فاطمه زنده بین ما نیست چه گلی به سر امام زمان زدیم که اگر اون موقع تو کربلا بودیم سر امام حسین می زدیم ، اگر زمان حضرت علی بودیم سر اون می زدیم ، اگه زمان حضرت زهرا بودیم ... دلم دار ه منفجر می شه یا امام زمان کجایی ، چی می کشی از دست ما اگر ما خوب بودیم که تو میومدی کجا غریب افتادی و من از تو بی خبر یه عمر سر کردم ، همیشه واسه فرجت دعا می کردم انگار تو توی یه کره ی دیگه ای خاک بر سر من که یه عمر مهدی فاطمه همین اطراف غریب افتاده بود من بیخبر تو آسمونا دنبالش بودم وای بر من ،وای بر من ...........
یا ابا الصالح
شرمنده از گناه، چشم در راهند
مسافران در ره مانده
در دنیای پر ازسراب
عاشقان تشنه
بر ساحلت، تمنای وصال می کنند
چشمهاشان پر خون در راه انتظار
ندای اللهم اجعل سر می دهند
ای ما به تو دور تو نزدیکتر
قمریان درگهت را در یاب
تا به کوکو رو بسوی درگهت آرند
تا که بردارند از دامان یوسف دست
یا ابا الصالح کجایی ؛ کی می آیی
لبان تشنه را کی می رسانی
نگاهت را دریغ از ما نگردان
به ساغر مست لایعقل بگردان
جنون تو گوارا به سجودست
چو شهد در کام ولعلی در وجودست
به پایان آور این هجران لیلی
که مجنون طاب هجرانت ندارد
ابا الصالح فدای یک نگاهت
فدای جمکران بی مثالت
اگر بد بوده ایم رو بر نگردان
نظر از روی لطف بر ما بگردان
که بی تو ما در این صحرای ظلمت
بسان کور مادر زاد هستیم
برام دعا کنید شاید بتونم این مسئله رو هضم کنم یا حق
نظرات ()بسم رب فراق
امروز بعد مدتها بخاطر درکذشت برادر کوچکم و التیام درد دوریش تصمیم گرفتم چند خطی بنویسم تا بهانه ی باشد برای درخواست فاتح خواندنی برای آن مرحوم از شما و یک تکه مناجات و چند بیت از آخرین شعرام رو براتوم می نویسم ککه مربوط به حضرت زهراست که عشق برادرم بود
مناجات
خدای من ای گرداننده ی زمین و آسمان و ای خروشنده ی آب روانمن صدای تصبیح گفتن آب را در خروشش و در سکونش می شنوم چگونه صدایت نکنم در حالی که می بینم این آب خروشان قدرت تو را در هر حرکتش به نمایش می گذارد و چونان آدمی بی زبان تصبیح تو را می گویدمرا در یاب که صدای من با صدای آب هم صداستو دستانم چونان تلاطم آب به سوی تو بر هواست زیرا که اشک هایم با قطره قطره این آب همنواست من سکوت را برای تو، وجود را برای تو ، خروش را برای تو و اشک را بر درگاه تو دوست می دارم. خدای من ای خدای که تو میبینی و من نه ، تو می شنوی من نه ، تو می دهی من نه، تو بخشی من نه مرا چونان قطره ای از تمام دریاهایت بپذیر که جز تو مرا هیچ پناهی نیست ...ادامه ی این مناجات را چون طولانیست نمی نویسم.
یا زهرا
نوشت روز ازل با طلا خدا زهرا ز نور خود بساخت گل مادرم زهرا
ز ملک تا ملکوت را ساخت در شش روز ز یومن قدوم دخت محمد ، زهرا
بخواند سوره ی کوثر به دشمنش وائل که انا شانئک هو الابترست ، زهرا
چه کس جز علی لایقست به همسریش چو کرده آب را خدا مهریه ی زهرا
.......
به دلایلی از نوشتن ادامه معزورم التماس دعا
یا حق
نظرات ()بسم رب البشر
بنام خدای که حضرت محمد را برای هدایت بشر آفرید و او را چراغ راه تمامی عصر های بعد از خود قرار داد همان کسی که تنها پیامبری بود که در لحظه ی مرگش جز سرنوشت امتش چیزی برایش مهم نبود شهادت حضرت ختمی مرتبت را به خدمت همه ی دمستان و همکیشان تسلیت عرض می نمایم این شعرم هر چند در این موضوع نیست ولی برای خالی نبود مینویسم که بعد از مدتها تونستم چند خط بنویسم
سکوت شب در اعماق وجودم رخنه کرده غم عالم را ، در این خیمه به مهمانی گرفته دوچشمانم چنان خون باره می بارد که گویی فراق عاشق و معشوق را یک کاسه کرده به پشت چشم های بستم هر دم که می بندم خیال صورت زیبای او اینجا نشسته نشسته در برم آن دلبر شیرین دلبرانه ، با دو چشمی مست ولی افسوس که کابوس چشمان بازم باز این گوشه نشسته دودستم خسته از مردم خسته از دیوار خسته از تاریکی بسیار دو چشمم را چونان چون قفل دروازه چو زندان بان گرفته ....... ادامه ش رو بدلایل این که نمی خوام کسی رو ناراحت کنم نمی نویسم یا حق
نظرات ()بسم رب سکوت
مدتهاست که جز نفس کشیدن هیچ کاری نتونستم بکنم دوستان می پرسن چرا بازم نمی نویسم باورکنید انگار تمام احساسم خشک شده کسیم نمی فهمه اگر به کسیم بگی به هزار چیز مسخره محکومت می کنه که ضعیفی بریدی عاشقی دیونه ای احساساتی شاعری تموم زندگیم رو گذاشتم که به زندگی این و اون سرو سامون بدم خودمم خودم رو فراموش کردم چه برسه به دیگران نمیدونم چجوری باید حرف دلم رو بنویسم مثل شبهای که چشم به درو دیوار میدوزم و سکوت می کن چون نمیدونم چی بگم اینجام سکوت می کنم شعری ندارم بنویسم که حالم رو وصف کنه شرمنده
یا حق
نظرات ()بی وفایی رسم دنیا بود بس
آه سینم داره می سوزه تازه دارم می فهمم تو چه دنیای کثیفی زندگی می کنیم نفسم بالا نمی آد تازه دارم می فهمم وقتی می گن از درون دارم می سوزم یعنی چی به قول اون بزرگ:
کینه دیدم ز یاران دغل
بی سبب نیست که به جمع رفقا مشکوکم
شکاکی گر شده کارم
هیچ تعجب نکنید
ز شک بگریم
به مخلوق دو پا نیز شک دارم
ز وفا خسته زوفا
نالان زجفا
ای رفیقی که می شنوی حرف مرا
رک و بی پرده بگویم
به تو نیز مشکوکم
دلم می سوزه از این همه وفایی که به این نا اهلان کردم دلم می سوزه از این همه رویای شیرین که بر خود ساختم دل می سوزه از این پایان تلخ من و دنیا دلم میسوزه چون می دونم دل خدا هم می سوزه یا حق
نظرات ()بسم رب دوست
سلام بعد از مدت ها امروز تصمیم گرفتم بروز کنم قبل هر چیزی فرا رسیدن ماه محرم و عزای سرور جوانان اهل بهشت رو به همه تصلیت می گم این اولین محرمی که من تو اصفهانم امید ارم بی نسیب نمونم ازش نوشته ی امروز دو بخشه یکی یک دست نوشته در باره ی انسان مثل همیشه و دیگری غزلی 14 بیتی به نیت 14 معصوم به محضر مولام حضرت علی مرتضی تقدیم میکنم امیدوارم که مقبول بیفتد:
بعضی مواقع تو زندگی آدم هست که آدم بدون اینکه خودش بدون چه مرگش و تو دریای از سکوت ،ماتم و غم فرو می رود و از این همه غم و غصه حاصلی جز چند قطره اشک بی اختیار که بروی گونه هایش جاری می شود حاصلی بدست نمی آورد خیلی فکر کردم که دلیل این حالات روحی چیه،ولی به نظر می آید که این اتفاقات منشأ ماورای طبیعه دارد که دلیل منطقی برای آن وجود نداردولی تا جای که بر اثر تجربه بهش رسیدم خیلی از این حالات البته نه همه ی اونها بعد از مواقعی که آدم اشتباهی می کند یا گناهی مرتکب می شود و شروع آن در اثر غذاب وجدان و درگیری حالات ربانی وجودی با ناپاکی است و گاه گاهی هم احساس شکست و چیزهای شبیه به آن باعث این اتفاق می شود اما یک نوع خاص از این حالت ها وجود دارد که به هیچ احساس یا اتفاقی مربوط نمی شود که تفاوت عمده ی آن با بقیه ی حالات ایت است که معمولا با یک خلصه عارفانه و مستی عاشقانه همراه است که ارزش مند و نشان دهنده ی زنده بودن دل در انسان است
یا علی را از ازل شیهه ی صحرا می گفت تند بادی به سر حله ی دنیا می گفت
هر که جان دارد و آواز صدایی در زمین مشتعل از عشق مولا یا علی را می گفت
از زمانی که زمین گهواره ی شد بر بشر در فراق شاه مردان یا علی را می گفت
آدم و نوح و ابراهیم و موسی و مسیح یا علی را زیر لب در هر بلایی می گفت
ختم شد بر انبیا وقتی که او آمد پدید چون که ختم انبیا هم یا علی را می گفت
کعبه می بالید بر خود چون علی آنجا بزاد مادری کز درد حملش یا علی را می گفت
آسمان فریاد می زد لا فتی الا علی بگمانم که خدا هم یا علی را می گفت
در غدیر خم علی شد رهبر آزادگان بعد از آن دم جن وانس هم یا علی رامی گفت
روز هجرت روز پرواز محمد ، روزگار در عزایش همچو زهرا یا علی را می گفت
روز ضربت خوردن ، روز رستن از زمین آسمان هم در عزایش یا علی را می گفت
پر شکسته زخم خورده هر که با پهلوی ریش یا علی را همچو زهرا با لبانش می گفت
کربلا را هم حسین و هم علی آورد پدید چون درآن محشرحسین هم یاعلی را می گفت
دل شکسته دست بسته در خم ابرو اسیر یا علی را در اسارت روز سافل می گفت
بهمنا خاتمه ده شرح این واقعه را که گمانم که خدا هم یا علی را می گفت
یا حق
نظرات ()هو المحبوب
نمی دونم چی باید اسم این مطلب رو گذاشت مطلبی تلخ که فکر به اون حالم رو به هم می زنه، اکثر ما آدما هر گندی دلمون می خواد می زنیم ،هر کاری دوست داریم می کنیم بقیه رو هم خر حساب می کنیم ، مثلا تو خفا هر گندی دلمون می خواد می زنیم ولی وقتی می آییم تو اجتماع می شیم دختر معصوم،پسر پاک.
یکی دو نفر رو واسه کثافت کاری انتخاب می کنیم واسه بقیه ظاهر سازی می کنیم و خودمون رو پاک و معصوم جا می زنیم تازه هر چی از دهنمون در می آد پشت سر بقیه می زنیم یه مشت ادا اصول هم واسه خدمون درست می کنیم که واسه بقیه اجرا می کنیم سینم داره می سوزه دلم تنگ واسه آدم ،آدمی که اسمشو همین روباه صفت ها به لجن کشیدند، آخه یکی نیست به اینا بگه فکر می کنید سر خدا رم می شه شیره مالید یا واسش نقش بست بترسید از اون روزی که خدا بر دهنمون مهر سکوت می زنه و دست پامون شهادت میده تین شعرم تقدیم می کنم به همون تک و توک آدمی که هنوز تو گوشه کنار دنیا نشستن که کی خدا اونا رو از دست این مردم دم دمه مزاج نجات می ده
بی تو بی چشم تو جان را دگر نای نیست
بعد تو دلدارکم دل را که معوایی نیست
بی قرارم از پی وصلت، همه روزان و شبان
آخر این راه پر سوز را که پایانی نیست
شرم آن نیست بگویند که مجنون گشته
من که مستم به دنیا همه هوشیاری نیست
دل درین راه پر از سوز گدازت همه سوخت
ای دریغا که جز این طعفه مرا سازی نیست
بهمنا هدیه کن این دل را فدای رخ دوست
که تباهست دلی را که در آن غلغله نیست
یاحق
نظرات ()مناجات
خدایا در تمام زندگیم سعی بر آن داشته ام که از پر تلاش ترین بازنده ها باشم و با سرنوشت خود جنگیده ام ولی تو خود گواهی که همیشه در راه تو بوده ام و اگر گاه گاهی از راهت دور شده ام زود به سوی اصل خویش باز گشته ام مرا دریاب تا خود را از این دنیای متافنی که برای خود ساخته ام برهانم و زنجیرهای نا توانی را پاره کنم به سوی تو پرواز کنم ای مهربان ترین مهربانان.
هو المحبوب
سلام، امید وارم حال همتون خوب باشه میلاد شمس الشموس آسمان امامت،امام رعفت و مهربانی رو به همه شما دوستان عزیز تبریک میگم این شعرام به عنوان برگ سبزی تقدیم به آستان مقدس این امام فرزانه تقدیم می کنم امید وارم مقبول بیفته
روز میلاد و شب شهد و شراب
وصل معشوق دلی پر ز ویار
آسمان در جشن و شادی با زمین
ای دو چشم غم زده یک دم ببار
ساحلت گر در خروش از اشتیاق
برده از سر عقل و هوش و اختیار
دل قوی دار و بگو ساقی بریز
می نابی تا برد در کوی یار
پیک را پر پی بریز و لب به لب
آتشم گرده به پروازم درار
می بریز و می بریز و می بریز
تا کنم جان را فدای شهر یار
عقل و هوشم را بگیر و مست کن
از سرم بنداز هر چه غیر یار
همچو مجنونی روان کن بحرم
پر کن از ذهنم خیال وصل یار
تا روم بر گرد آن زرین حرم
جلد گردم گرد او بی اختیار
دست گیرد او ،غربت دیده ست
هر غریبی چون من بی نا و یار
بهمنا غافل نشو از آن امام
تا شوی مسرور در هر دو جهان
یا حق
نظرات ()